X
تبلیغات
رایتل

گفته های دل من زیر آسمان خدا

دل نوشته هام
چهارشنبه 12 تیر 1392

بچه مثبت بودماااااا

          

                   تو دوران مدرسه خیلی دختر آروم و مودبی بودم. همه ی معلما ازم تعریف و تمجید میکردن. اول دبستان سوگلی خانم معلم بودم. سر کلاس بهم اجازه میداد مانتو و مقنعه مو در بیارم. بچه ها حسودی میکردن بهم. یادش بخیر خانم مریم گلابی عزیز. خیلی دلم میخواد ببینمشون. یادمه همون سال از بالای سرسره مدرسه پرت شدم پایین، بینی خوشگلم شکست.

 دوران راهنمایی هم مامور نماز بودم. خیلی سمتم رو دوست داشتم. حیف که میزی در کار نبود. بچه های کلاس که حسابی اذیتم میکردن وقتی قرار بود تو دفتر اسامیشون رو بنویسم که نماز جماعت نمی رفتن، جلوی من موش میشدن. ولی دلم براشون میسوخت.....

دوران دبیرستان هم ناظم مدرسه ازم میخواست به بچه ها نمره انضباط بدم. مثلا اگه کسی خیلی شیطون بود می گفتم 18. ولی از اونجا که خانم ناظم می دونست من دل رحم هستم. 2 نمره کمتر می داد.

خلاصه دوران مدرسه خیلی خیلی خیلی خوب بود.


معلما همیشه به من لطف داشتن. منم از همین جا دستشون رو می بوسم که همه ی خوبی هارو به من یاد دادن.

نظرات (87)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
چهارشنبه 12 تیر 1392 ساعت 00:55
+ وب مانی
سلام
وبلاگ خوبی دارین.
خواستی تبادل لینک کنی خبرم کنم.

عنوان:وب مانی
لینک:http://www.PersianXchange.ir/
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 12 تیر 1392 ساعت 09:18
+ ساناز
مشکوک میزنی زهره ه ه ه ه ه ه ه ه...

اینکه بعد از ازدواج شیطون شدی یعنی چی؟!

اگه تصمیمتو گرفتی بیا با هم تیم سرقت از بانک تشکیل بدیم از اختلاص که بدتر نیست!!!!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام خانمی
یعنی همسرم خواست از جلد یه بچه مثبت بیام بیرون. (کارای بد نهههههه شیطنت و کارای خنده دار)
باشه موافقم خیلی باحال میشه. وسطای سرقت پشیمون میشم همونجا خودم میدم دست پلیس. شما هم پولارو بردارین فرار کنین. خودم همه چی رو گردن می گیرم والاااااا
چهارشنبه 12 تیر 1392 ساعت 12:26
+ یگانه
از مثبت مثبت تر:))

ممنون بهم سر زدی
من لینکت کردم
منو با اسم وبم بلینک:)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خب دختر خووووووووووبی بودم چکار کنیم دیگه..... دست رنج سالها تلاش خانواده در امر تربیت بودم.
مررررسی عزیزم
چهارشنبه 12 تیر 1392 ساعت 13:41
+ خوابگیر
البته که تو دختر خوبی بودی ولی واقعا مامور نماز بودن خیلی بد بوده اصلن یه جوری حالم بد شد از خاطره نمازهای اجباری
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نه دوست عزیز
منم هیچ وقت کسی رو مجبور نمیکردم تازشم دلم نمی اومد به ناظم مدرسه بگم.
یکشنبه 16 تیر 1392 ساعت 16:55
+ مهسا
ای بابا زهره سادات جون! مثبت فقط مال یه دقیقه ت بوده!!!! ترکونده بودی که آبجی جونی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فداااااااات عزیزم.... چه کنیم دیگه...؟! نیست منم احساساااااتی!
خیلی خوشحالم کردی اومدی
روزات یاسمنی
سه‌شنبه 18 تیر 1392 ساعت 12:10
+ مهسا
سلام آبجی جونی. آپم (زیر پست ثابت)
منتظرتم دوست یاسمنی مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلااااام به روی ماهت
به روی چشم اومدم همین الان
سه‌شنبه 18 تیر 1392 ساعت 19:13
+ سهیل
خیلی جالب بود.. همراه شدن با خاطرات شیرین یه دختر خانومی که الآن دیگه ازدواج کرده و انشاءالله که خوشبخته..

روزات یاسمنی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
ممنون از حضورتون...
لطف دارید.
پاینده باشید
سه‌شنبه 18 تیر 1392 ساعت 21:37
+ yegane
mersi oomadi

rasi chera ap nemikoni?
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم

احتمالا یک هفته دیگه آپ می کنم

مرررررررسی
چهارشنبه 19 تیر 1392 ساعت 03:55
+ homa
معلومه که اجازه هست
با عنوان وبم بلینک خبر بده تا لینکت کنم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی عزیزم
چهارشنبه 19 تیر 1392 ساعت 11:07
+ سهیل
مایل به تبادل لینک هستم.. اینم کامنت

یک لحظه مکث
http://titbit.blogsky.com

ضمناً وبلاگ قشنگتونو لینک کردم..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون از لطفتون
چهارشنبه 19 تیر 1392 ساعت 11:20
+ مهسا
سلام آبجی خوب و نازم. هلول ماه مبارک رمضان رو بهت تبریک میگم عزیزم

ت لحظه های آسمونی مناجات با خدای مهربون، من رو هم از دعای خیرت بهره مند کن

یا علی مدد / بی حد و عدد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم
مرسی از لطف و محبتت
در پناه خدا باشی
چهارشنبه 19 تیر 1392 ساعت 14:28
+ بلورین
آفرین به تو که اینهمه خوب بودی و البته الان هم هستی و طبعا کسی که اینجوریه در آینده هم خوب خواهد بود
امتیاز: 0 0
پاسخ:
وای ممنون از این همه تعریف و تمجید
پنج‌شنبه 20 تیر 1392 ساعت 17:46
+ زر زری
چه باحال...امیدوارم بتونی خانوم معلمت رو دوباره ببینی

عزیزم...مشخصه خیلی مهربونی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست جووووونی
مررررسی فدات شم که دعا کردی خانم معلمم رو ببینم...
خودت هم مهربونی عزیزم
پنج‌شنبه 20 تیر 1392 ساعت 17:47
+ زر زری
تو کامنت قبلی آدرس وب قبلیمو گذاشتم...روزه رو مغزم تاثیر گذاشته
امتیاز: 0 0
پاسخ:
روزه هات قبول عزیزم
اشکال نداره پیش میاد
پنج‌شنبه 20 تیر 1392 ساعت 17:49
+ زر زری
سلام خانومی

ممنون..منم بهت تبریگ میگم کلم

همیشه بیا پیشم...وبلاگ خودته

روزهای تو هم نرگسی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
همیشه بهت سر میزنم قول زنونه میدم گلی
روزات یاسمنی
پنج‌شنبه 20 تیر 1392 ساعت 17:51
+ زر زری
ان شاالله

قربونت...بوس بوس
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ناراحت نباش دوست جوووون
پنج‌شنبه 20 تیر 1392 ساعت 19:44
+ خوابگیر
سلام
این خوبه که هیچ کس رو مجبور نمیکردی
خوشحال شدم از ملاقات یه همشهری تو این فضا که اتفاقا قلم زیبا و گیرایی هم داره و خوب مینویسه
من خاطره ای از ملاقاتمون ندارم و شرمنده که نشناختمتون
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
ممنون از این همه لطف و محبت
جمعه 21 تیر 1392 ساعت 00:39
+ زر زری
سلام عسیسم

خواهش می کنم جیگلی

بلینک اما عزیزدلم من فعلا کسی رو نمی لینکم...شرمنده اما در آینده چرا

تو هم مواظب خودت باش...

بوس بوس

امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام زر زری جوووون
مرسی که اجازه شو دادی
باشه قبول
روزات یاسمنی
بوووووس
جمعه 21 تیر 1392 ساعت 16:09
+ ma....
سلام ...........
چه تکس جالبی خود به خود لبم به خنده باز شد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست خوبم
خوشحال شدم
جمعه 21 تیر 1392 ساعت 18:18
+ زر زری
دمت جیلیز ویلیز خواهر

منم فعلا که نمیتونم اما بعداً میلینکمت

بوس بوس

امتیاز: 0 0
پاسخ:
فداااااااات
روزات یاسمنی
جمعه 21 تیر 1392 ساعت 18:49
+ لیلا
سلام...ممنون که بهم سر زدین
دوران مدرسه خوبه! اما دبستانش یه چیز دیگست!! کاش میشد برگردیم عقب!!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلااااام
گل گفتی عزیزم
کاش میشد....
منم تشکر از تو که اومدی پیشم
روزات یاسمنی
جمعه 21 تیر 1392 ساعت 19:30
+ homa
زهره جون من وبلاگم رو روزی 10 بار یا بیشتر یا کمتر آپ می کنم برا همین چون خیلی هم لینک دارم نمی تونم به همشون خبر بدم مرسی که دوست داری آپ هام رو ببینی اگه برات مکنه خودت هر روز لطف کن بیا عزیزم من هر روز آپم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام گلم
حرفت کاملن منطقی بود. باشه عزیزم خودم میام بهت سر میزنم تا خوشحال بشی
مراقب خودت باش
روزات یاسمنی
جمعه 21 تیر 1392 ساعت 22:44
+ زینب
سلام به به پس دختر آرومی بودی ولی معلما از درسته من شکار بودن دوساله که آروم شدم قبلنا هفته ای یه بار معلما میومدن مدرسه.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام مرررررسی عزیزم
وای چقد درهم و برهم نوشتی.... ولی اشکال نداره دوست خوبم منظورت رو فهمیدم. دختر بلایی بودی هااااا
روزات یاسمنی
شنبه 22 تیر 1392 ساعت 02:42
+ زر زری
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

قوفونت میس زهره جون

خب خوفه که خوشت اومده

می خوام بلینکمت،ولی به کسی نگیا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلااااااااام به روی ماهت زر زری جوووون
به روی چشم
شنبه 22 تیر 1392 ساعت 07:47
+ سالنا
سلام دوست عزیزم
ممنون.ماه رمضان تو هم مبارک
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست خوب من
خواهش میکنم
شاد باشی
شنبه 22 تیر 1392 ساعت 16:53
+ زر زری
خواهش می کنم خانوم گل

بوس بوس
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بوووووووووووس
شنبه 22 تیر 1392 ساعت 23:58
+ میثم
سلام خودمونیم واسه خودتون حکومتی داشتینا
امتیاز: 0 0
یکشنبه 23 تیر 1392 ساعت 00:53
+ زر زری
مـــــــــــررررررررررررررررسی جیگلی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خواهش عزیزم
یکشنبه 23 تیر 1392 ساعت 01:10
+ زر زری
نیدونم...نیس که خیلی سرم شلوخه...وقت نکردم بهش بفکرم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من منتظرم عزیزم
یکشنبه 23 تیر 1392 ساعت 02:00
+ زر زری
چشم قربان

فردا بهش فکر می کنم
امتیاز: 0 0
یکشنبه 23 تیر 1392 ساعت 02:11
+ زر زری
خواهش می کنم عسیسم

وای نه...شکلاتی نه..چاق کنندس

شب بخیر زهره جونم

خوب بخوابی

بوس بوس
امتیاز: 0 0
یکشنبه 23 تیر 1392 ساعت 09:21
+ زینب
سلام آپم.
امتیاز: 0 0
یکشنبه 23 تیر 1392 ساعت 12:38
+ سهیل
مرسی که بم سر میزنی ( )
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خواهش میکنم
یکشنبه 23 تیر 1392 ساعت 15:56
+ فاطمه
مرسی گلم.
الان دیگه دماغت خوگشل نیــــــــــــــــــــــس؟
منم یع زمانی معلمام عاشخم بودن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست جون
قرار بود عمل کنم اما دکتر گفت دیگه لازم نیست چون ممکنه تو تنفسم مشکل ایجاد بشه.
پس خیلی دختر ماهی هستی عزیزم
یکشنبه 23 تیر 1392 ساعت 17:12
+ زر زری
سهلللـــاااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

خواهش می کنم

هنوز هیچی
تو هم مواظب خودت باش

بوس بوس

منم دوشتت دالم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سهلاااام
آفرین به تو دختر خوب
میبوسمت
یکشنبه 23 تیر 1392 ساعت 17:31
+ مهسا
سلام. آبجی جونی خیلی خوشحالم میکنی که بهم سر میزنی. ممنون از این همه لطف و محبتت
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خواهش میکن عزیزم
تو دوست و آبجی خوب منی
میبوسمت
یکشنبه 23 تیر 1392 ساعت 17:50
+ زر زری
منم خیلی خیلی بوووووووووووووووووووووووووووووس :-*
امتیاز: 0 0
یکشنبه 23 تیر 1392 ساعت 18:10
+ زر زری
من که بلد نیستم

چکار باید بکنم؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اشکالی نداره دوست جووونم
یکی که بلده کمک کنه لطفا
یکشنبه 23 تیر 1392 ساعت 18:16
+ رهـا
سلام زهره جون خوبی دوستم؟
چشمات وبمو قشنگ می بینه
وب تو هم خیلی شاده خوشم اومد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام رها جون. مررررسی خداروشکر خوبم
مرررسی داداشم قالب وبلاگمو برام طراحی کرده
یکشنبه 23 تیر 1392 ساعت 18:19
+ علیرضا.ر(چای طرش)
ممنون از حضورت
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خواهش میکنم دوست خوبم
یکشنبه 23 تیر 1392 ساعت 18:24
+ رهـا
قبول بیا تبادل لینک کنیم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آخ جوووون مررررسی دوست جون
یکشنبه 23 تیر 1392 ساعت 18:44
+ رهـا
تو این دو روز زندگی شبیه من فراوونه / یه لحظه چشماتو ببند گذشتن از من آسونه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی از این شعر قشنگ عزیزم
یکشنبه 23 تیر 1392 ساعت 19:02
+ زر زری
دلم پرواز میخواهد
از این تکرار ساعتها
از این بیهوده بودنها
از این بی تاب ماندنها
از این تردیدها
نیرنگها
شکها
خیانتها
از این رنگین کمان سرد آدمها
و از این مرگ باورها و رویاها
پریشانم …
دلم پرواز میخواهد !
امتیاز: 0 0
پاسخ:
باریکلا زر زری عزیز
خیلی خوشگله
مررررسی
یکشنبه 23 تیر 1392 ساعت 19:02
+ زر زری
فاصله ها، دره ایست
پر از واژه های معلق
در حجم سکوت سرد و فریاد بغض شکسته ام
ناقوس های هراس و درد
در تعفن تناسخ حسرت
که پیله های تنهایی را
در دام عنکبوتی
عقربه های طوفان زده سرنوشت نانوشته ام
امتیاز: 0 0
پاسخ:
جان!؟ چی شد الان؟!

مرررررسی دوست جونم
یکشنبه 23 تیر 1392 ساعت 19:17
+ سهیل

حــُــرم نفس‌هایت بر من حرام است... خوب می‌دانم

و
دست‌هایت را بوسیدن... نعوذ بالله.. خوب می‌دانم



الآن تو:

من : مگه چیه! نون بگیرم..؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلااااااام ممنون
مرسی که برام متن خوشگل نوشتید داداش سهیل. دست گلتون درد نکنه
یکشنبه 23 تیر 1392 ساعت 19:57
+ داش محمود
سلام و ارادت ..
مخلصم آبجی ..
ممنون که بهم سر زدی ..
بسیار بسیار خوشحال شدم
فقط شرمنده به خاطر پستی که گذاشتم و ناراحتتون کردم ..

شاد باشی و همیشه قدرتمند
لبخند لطفا ...

ززززززززززت زیاد


امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام و درود بر شما داداش خوبم
خواهش میکنم .....
ممنون که اومدید
در پناه خدا
یکشنبه 23 تیر 1392 ساعت 20:01
+ داش محمود
در ضمن ..

آفرین که بچه ی خوب و مودبی بودی ..
والا ما که جز آتیش سوزوندن تو مدرسه کار دیگه ای بلد نبودیم ..
حتی گاهی اوقات یه پامون تو مدرسه بود و یه پامون رو دیوار مدرسه ..

ولی در کل دوران بسیار شیرینیه دوران تحصیل ...
ززززززززززززت زیاد

امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم از لطفتون
پسرا که 99 درصدشون کلن آتیش میسوزونن....
اما خاطرات خوب می مونه همین مهمه
دلم برای مدرسه تنگ شده.
در پناه خدا
یکشنبه 23 تیر 1392 ساعت 22:42
+ مهشید
سلام من انقد خاطره بدی از این مامورای نماز دارم که خدامیدونه اخه چراااااااااااااااااااااااااااااااا
من همیشه انضباطم 20 بود ولی بخاطر این مامورای نماز یک سال شدم 19.75 انقد غصه خوردم که خدامیدونه واس همون از مامورای نماز خییییییییییییییلی عصبانیم
ولی توروچون مهربونی دوست دارم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم
باور کن من خیلی هواشونو داشتم ولی اونا خیلی منو اذیت میکردن چون مظلوم و سر به راه بودم
مرسی که اومدی
حتما دختر خیلی خوبی بودی که همیشه 20 میشدی
آفرین به تو
یکشنبه 23 تیر 1392 ساعت 23:02
+ الهه شرقی
سلام زهره السادات عزیز.ممنون که بهمون سر زدی دوست خوبم
خوشحال میشم بازم پیشمون بیای
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست جوووونم
خواهش میکنم
به روی چشم
یکشنبه 23 تیر 1392 ساعت 23:04
+ مهشید
ای جاااااااااااااان مرسی عزیزم توام با افتخار لینک شدی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مررررررسی مهربون
( تعداد کل: 87 )
   1       2    صفحه بعدی