X
تبلیغات
رایتل

گفته های دل من زیر آسمان خدا

دل نوشته هام
شنبه 2 شهریور 1392

زیر درخت چنار

سلام دوستای گل خودم

پنج شنبه و جمعه هفته پیش من و همسرم به اتفاق چند نفر از دوستان (که البته نسبت فامیلی هم داریم) رفتیم خارج از شهر ...

پنج شنبه قرار بود مراسم ازدواج محمد و شقایق عزیز باشه اما به خاطر مرگ یکی از اعضای خانواده مراسم کنسل شد.

من و همسرم برنامه ی خارج از شهر رو تدارک دیدیم تا عروس و داماد ما غصه کنسل شدن مراسم رو نخورن. و البته شب بسیار خوبی بود. زیر درخت چنار چادر زدیم. آتیش روشن کردیم، گپ زدیم، شام خوردیم. تازه همسری درخت رو چراغونی کرده بود. عروس خانوم هم موهاشو فر اس زده بود که خیلی خوشگل شده بود. تو جاده هم همسری براشون بوق می زد و ما حس میکردیم تو ماشین عروس نشستیم.....

و اما چون شب حرکت کردیم یه نموره حس فیلم کلبه وحشت بهمون دست داد که خودمون رو زدیم به اون راه....

فرداش بقیه اعضای خانواده به ما پیوستن. کلی تاب بازی کردیم. رقصیدیم. قدم زدیم. با اجازه صاحب باغ انگور میل فرمودیم. والیبال بازی کردیم. لازم به ذکره که تجهیزات رفاهی، نور و بازی کار همسری بود. دستشون درد نکنه.

..... دلم وا شد به خدا همیشه به گردش


مهم نوشت: ببینین من چه دختر خوبی هستم. از فاز غم زدم بیرون.


نظرات (29)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
شنبه 2 شهریور 1392 ساعت 17:16
+ homa
وای آجی دیدی چی شد؟؟؟
من اون نظر قبلی رو اشتباهی برای پست زیریه دادم
دیگه شما خودت واسه همین پست حساب کن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اشکال نداره عزیزم
خودت که اومدی یه دنیاس واسم
میبوسمت
شنبه 2 شهریور 1392 ساعت 17:37
+ طاهره
مرده شب داشته tv میدیده اخبار اعلام میکنه آب سمی شده نخورید.
زنش بیدار میشه می پرسه :چه شده؟
میگه :هیچی بلند شو یه لیوان آب بخور بخواب!!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خیلی باحال بود. مرررررررسی عزیزم
شنبه 2 شهریور 1392 ساعت 17:37
+ طاهره
عشقی که تنها با یک نگاه شروع میشه،
با شناخت سست و سست تر میشه....
ولی عشقی که با شناخت شروع میشه،
با هر نگاهی عمیق و عمیق تر میشه...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بله خانومی. حق با شماست
عالی بود مرررررسی
شنبه 2 شهریور 1392 ساعت 17:38
+ طاهره
کسی غیر از تو نمونده اگه حتی دیگه نیستی
همه جا بوی تو جاری خودت اما دیگه نیستی
نیستی اما مونده اسمت توی غربت شبونه
میون رنگین کمون خاطرات عاشقونه
امتیاز: 0 0
شنبه 2 شهریور 1392 ساعت 17:40
+ طاهره
از کنار تنــــــــهایی من که میـــــــــگذری
گوش هایت را بگـــــــیر
اینجا سکــــــــوت گوش ها را کــــــــــــــر می کند...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم ازت خانومی به خاطر متون و شعرهای قشنگی که برام میذاری
شنبه 2 شهریور 1392 ساعت 17:59
+ طاهره
سلام خانومی خواهش میکنم عزیزم
امتیاز: 0 0
شنبه 2 شهریور 1392 ساعت 18:00
+ طاهره
چایت را تلخ ننوش!!
فقط یک بار نگاهم کن
تمام قندهای دلم را برایت آب میکنم…
امتیاز: 0 0
پاسخ:
وای خیلی قشنگ بود. بازم ممنون خانومی
شنبه 2 شهریور 1392 ساعت 18:01
+ طاهره
بــوی پــاییـز میـــ ــدهد
تابستانِ این روزهــا ؛
گویـا که شـــ ــ ــهریـــور
عــــاشــق شده است!.
امتیاز: 0 0
شنبه 2 شهریور 1392 ساعت 18:01
+ طاهره
میدونی پشت چشای لیلی چی نوشته شده بود؟
نفرین بر جهانی که غمش قسمت ما شد.....
امتیاز: 0 0
شنبه 2 شهریور 1392 ساعت 18:10
+ یگانه
خووووووووووب خدا رو شکر که از دپرسی در اومدی

ما که کپک زدیم تو خونه بیکارِ بیکار بعد کل اعضا خانواده سرکار میرن اصن هیچ تفریحی نی
بعد جاتون خالی خانواده بابام باهم هــــــــشــــــــت روز رفته بودن همدانو سنندجو اطرافش بعد نا نرفتیم
بعد اونا برگشتن کلی عکساشو به من نشون دادن دلم در حد مرگ سوخت
بعد قرار شد با خونواده مامانم بریم ترکیه بعد داییم گف من نمیتونم بیام بعد اونم کنسل شد
بعد من الان در حد مرگ دارم غصه میخورم زندگی هم فوق العاده مگسیه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرررررسی عسلم
خدا نکنه دپرس و غمگین بشی عزیزم. روزای خوب میان زوده زود
مرسی اومدی و کامنت گذاشتی
می بوسمت
شنبه 2 شهریور 1392 ساعت 18:40
+ مهسا
سلام سلام
به به ... خوش به حالتون
چقدر ثواب کردین اون عروس و داماد طفلکی رو هم از غصه در آوردین. خدا خیرتون بده

انشاالله همیشه به شادی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام به روی ماهت گلم
قربون تو. آره طفلکی ها خیلی ناراحت بودن. ایشالا تو هم زوده زود بری گردش
می بوسمت
شنبه 2 شهریور 1392 ساعت 19:06
+ سهیل
" قــُــربــــان ِ قـدمت، کـه بـه بــَــزم ِ مـن آمــدی "

به آسمان نگاه میکنم
شاید قطره بارانی ببارد
روی گونه هایم با اشکانم هم نوای کند
من دلم پر از بغضی پر صداست
که جز خدا کسی نیست به ناله هایم گوش دهد
و باز جانمازه تنهاییم را سوی خدا باز میکنم
شاید فقط یک بار دیگر
به صدای ناله هایم گوش دهد
و باز به اشک های بنده گنهکار خود نگاهی کند
وشاید باز....
آسمان طوفانی شود


آپم ، شعری دیگر سروده ام..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام داداش سهیل
ممنون از حضورتون
شنبه 2 شهریور 1392 ساعت 19:24
+ سهیل
خیلی نوشته هاتو دوست دارم..



++++++++++++++++++++++++++++++

از داستانی خیالی گفته‌ام در غالبی نو..

داستان سایه ای خاکستری، که نماد انسانی‌ست که تنهاست.. و در مخمصه ای سخت قرار گرفته است..

صحبت از بــادی ست، که نماد انسانهای بی رحم است.. همچو کسانی که برای رفاه خویش، بر مظلوم (سایه) ظلم میکنند..

مهتاب، نماد انسانیست که تنها امید مظلوم است (چنانکه بر دل سایه میتابد تا احساس تنهایی نکند)..

قصدم از عنوان نمودن خفاشها، به تصویر کشیدن نمادی ست برای ترس در دل شب، تا ترسی که یک انسان تنها، در درونش از تنهایی حس میکند، نمایان شود..

ابر نماد کسی ست که برای مظلوم (سایه) اشک میریزد و هیچ کاری از دستش بر نمی آید! که این اشک ریختن تنها سایه را نابود خواهد کرد..

چرا که طوفانی بر پا میکند که سایه ی بدبخت را که لباس کم ارزشی همچون گرد وغبار داشت و انرانیز باد از او دزدید از دست داده است..

در آخر همه نشته اند و فقط به تماشا نشسته اند که سایه خواهد مُرد.. بی آنکه تلاشی برای نجاتش انجام دهند..

بای
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم داداش سهیل از لطفتون و اینکه برام توضیح شعر رو گذاشتید
در پناه خدای مهربون
شنبه 2 شهریور 1392 ساعت 23:58
+ wellcom
خخخخ عجب داستانی بود هااااااااااااااا
حسابی هم خوش گذشته مرسی اومدین و خبرم کردین ببخشید این روزا خیلی سرم شلوغه نتونستم بیام
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام غزاله جون
مرسی که اومدی
شاد باشی همیشه
یکشنبه 3 شهریور 1392 ساعت 12:19
+ ☺آقـا و خانـمـ میمـــ☺
سلام
ممنونم آبجی زهره که اومدی..
و باز ممنونم به خاطر لینک ..

ایشالا که همیشه در کنار شوهری همینطور لبخند بر لبانت جاری باشه ...

امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام آقای میم
خواهش میکنم خوشحال شدم
برای شما هم بهترین هارو آرزو دارم
یکشنبه 3 شهریور 1392 ساعت 12:23
+ ☺آقـا و خانـمـ میمـــ☺
آبجی زهره ..
اگه میشه به جای محمود و ملیحه این اسم رو بذار ..

☺آقـا و خانـمـ میمـــ☺

و اینکه یه نگاه به لینک بنداز ..
فک کنم تو آدرس اشتباهی شده ..

در ضمن لینک رو همین آدرسی که گذاشتم بذار بمونه ..
ولی وقتی خواستی بهم سر بزنی یدونه ye به اول آدرسم اضافه کن ... yenimnegahi
ممنونم ..
شاد باشین همیشه ..

امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون از راهنمایی
عذرخواهی من رو به خاطر اشتباهم ببخشید.
شما هم همیشه شاد
یکشنبه 3 شهریور 1392 ساعت 12:26
+ ☺آقـا و خانـمـ میمـــ☺
آها اینو یادم رفت بگم ...
حالا هی بگین آقایون فلانن .. آقایون بسارن .. والا ..
اصلا این آقایون نباشن که نمیشه که ..
والا ...




به روزم ..
یادت نره جواب بدی به سوالاتم آبجی ..
ممنونم ..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بله حق با شماست
سر میزنم حتما
روزاتون یاسمنی
یکشنبه 3 شهریور 1392 ساعت 12:43
+ سیده میم
سلام عزیزم ...

منم تازه از مسافرت رسیدم، دل آدم وا می شه به خدا ...

راستی خیلی خوشحال شدم به وبلاگ خودت سر زدی، راستی من لینکت کردم، دوست داشتی تو هم من رو لینک کن.

راستی ایشالله همیشه به خوشی و دل خوشی

موفق باشی گلم ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست خوبم
به سلامتی. سفر بخیر
من هم خوشحال شدم به روی چشم
روزات یاسمنی
در پناه خدا
یکشنبه 3 شهریور 1392 ساعت 16:01
+ فرناز مادر آتیلا
سلام عزیزم همیشه به شادی و گردش....معلومه که حسابی روحیه تون و عوض کرده ها .....خدا رو شکر انشالله همیشه سر حال باشید در کنار خانواده....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام فرناز جون
بله حسابی روحیه م عوض شد
ممنونم از دعای قشنگت
شاد باشی در کنار آتیلا جونی
یکشنبه 3 شهریور 1392 ساعت 16:16
+ الی
گر خودمان آینده مان را نسازیم، در آینده ای زندگی خواهیم کرد که دیگران برایمان خواهند ساخت...
ممنون که سر زدی...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی از تو الی جون
دوشنبه 4 شهریور 1392 ساعت 08:11
+ ابوالفضل
اینکه نظر نمیدم معنیش این نیست که نمیام و نمیخونمت معنیش اینه که نظری ندارم درباره پست ها بدم
چندتا پست اخیرت برای من طوری بود که نمیدونستم چی میشه گفن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
ممنون که سر می زنید
ولی میشه اومد و یه دعا نوشت.... همین
دوشنبه 4 شهریور 1392 ساعت 19:11
+ الهه شرقی
سلام زهره جونم،قالب نو مبارک
اپم....منتظر حضورتم عزیزم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام ممنون دوست گلم
به روی چشم
چهارشنبه 6 شهریور 1392 ساعت 17:32
+ wellcom
سلام زهره جون اپم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
زود میام پیشت گلی
چهارشنبه 6 شهریور 1392 ساعت 22:50
+ رادمهر و مامان
خوشحالم که بهتون خوش گذشته
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون از لطفت دوست عزیز
پنج‌شنبه 7 شهریور 1392 ساعت 08:33
+ سالنا
سللام عزیزم
من نیومده که چیزی رو که تو خوابم واسم اتفاق بیفته.
ولی پیش اومده که خواب کسی رو ببینم و از فرداش باهاش مهربون بشم
مرسی عزیز دلم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام خانوم
چه خوب!
شاد باشی
پنج‌شنبه 7 شهریور 1392 ساعت 12:46
+ °• בُפֿـتـَـرِِِ بـــآ ړوלּ °•
سلام دوسته من. . .

+گاهی احساس آخرین بیسکوییت

باقیمانده در

یک بسته رادارم.....!!!!!!!

تنها

شکسته

وازهمه بدتراینکه....

اوکه مرا میخواست دیگر

سیرشده ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم
ممنون خیلی قشنگ بود
پنج‌شنبه 7 شهریور 1392 ساعت 17:03
+ فاطمه
منم چن وقته خیلی خوای میبینم خدایی.
تازه تعبیر میشن بعضیاش.
جریان چیه؟؟
رقاص
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی اومدی
نمی دونم چرا اینجوری خواب میبینم
دوشنبه 11 شهریور 1392 ساعت 14:59
+ فرناز مادر اتیلا
سلام عزیزم ...کلا منم خواب زیاد مییبینم واکثرا خوابهای خوبین ولی غیر از یه مدل خوابم که اومدن سیل و غرق شدن که شده کابوس برای من ....چندین سال هست که گهگاهی این مدل خواب وحشتناک و میبینم ....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام فرناز جون
امیدوارم همیشه خوابهای خوب ببینی
چهارشنبه 13 شهریور 1392 ساعت 18:36
+ مهدی عبدالهی
به خاطر مرگ یکی از اعضا/////اعضا.املاش غلطه.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
وای واقعا شرمنده شدم. تو رو خدا فکر نکنید املام ضعیفه. آخه من یه متن رو چند بار ویراش می کنم. اولش میخواستم بنویسم عزا دار شدن بعد تغییرش دادم جمله رو. اما یادم رفت املا کلمه رو درست کنم. ممنون که گفتید